آیین بندگی


ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد

عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول

رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد

عید قربان به حقیقـــت...زخــــــداوند کریم

آفتابی به شــــــب ظلمت انســــان آمد

جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش

بر کویــــر دل ما...نعــــــــــــمت باران آمد

خاک میسوخت در اندوه عطش باحسرت

نقش در سینه ی این خاک.. گلستان آمد

امر شد تا که به قربانـــــــی اسماعیلش

آن خلیــــلی که پذیرفتـــه ز رحـــــمان امد

امتحان داد به خوبی بخـــــــدا ابــــراهیم

جای آن ذبح عظیمی که به قربــــان آمد

آن حسینی که زحج رفت سوی کرببــلا

به خدا بهر سر افـــــرازی قـــــــــرآن آمد.......

«و فدیناه بذبح عظیم» .... و اینگونه خدا خواست قربانی تا عاشورا به تأخیر افتاد....

عيد قربان، عيد ايمان و بندگي بر شما مباركباد.

خشکسالی لبخند

در چنین روزی مصادف با دوشنبه در سال 114 هـ ق امام محمد باقر(ع) توسط هشام بن عبدالملک

مسموم و شهید شد.در شب شهادت به امام صادق(ع) فرمودند:« من امشب جهان را بدرود خواهم

گفت. هم اکنون پدرم علی بن الحسین(ع) را دیدم که شربتی گوارا نزد من آورد و نوشیدم و مرا به

سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد»

در روایت دیگری فرمودند:« ای فرزند گرامی،مگر نشنیدی که حضرت علی بن الحسین(ع) از پس دیوار

مرا ندا کرد:«ای محمد بیا زود باش که ما انتظار تو را می کشیم.» آن حضرت چندین روز و به قولی سه

روز در حالت درد از اثر سم به سر می بردند تا به شهادت رسیدند.فردای آن روز بدن مطهر و پاک آن

دریای بیکران دانش خدایی را در خاک بقیع کنار مزار امام مجتبی(ع) و امام سجاد(ع) به خاک

سپردندآن حضرت هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت فرمود.

حضرت صادق(ع)فرمودند: پدرم فرمود:«ای جعفر از مال من مقداری وقف کن برای ندبه کنندگان

که ده سال در منا در موسم حج بر من گریه کنند و مراسم ماتم را تجدید نمایند.»


تنها تر ین غر یب دیارمد ینه  بود     او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود

صدباب علم از کلماتش گشوده شد     در بین عالمان به  خدا بی قرینه بود

این خانواده نسل نجات و هدایتند      او نا خدای پنجمی  این  سفینه بود

نان آورهمیشه ی هرکو دک یتیم       بر شانه های خستة او جای پینه بود

آتش گرفته باغ دلش ازشراره ای      سهم امام  خسته ی ما زهرکینه بود

همواره آسمان دلش رنگ لاله داشت  هفتاد وچند داغ شقایق به سینه بود

دشت نگاه او پُرِگلهای اشک بود       یاد آور حکایت سقا و مشک بود


سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین،نور دیده ی زهرا،سپهر دانش و بینش

امام محمد باقر(ع) تسلیت باد